تبلیغات
اخبار و آموزش و برنامه های موبایل و کامپیوتر

      خوش آمدید!                                                               

 
عضویت
نام کاربری:
کلمه عبور:

منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه نخست
ایمیل ما
عمومی
اطلاعیه ها
اخبار
عمومی
تجاری
پزشکی
فرهنگی و هنری
مذهبی
رایانه
اینترنت
اخبار
آموزش
امتیتی
مسنجرها
ابزار مدیریت دانلود
فشرده ساز
هک و کرک و بوت
ویندوز
اخبار
آموزش
امتیتی
اسکرین سیور
فشرده ساز
گپی سی دی
مولتی مدیا
ویروس یاب
گرافیک
بهینه ساز
دیکشنری
تغییر چهره ویندوز
فلش
برنامه های فارسی
فونت
تبدیل فرمتها
ساخت اتوران
سایت و وبلاگ
قالب سایت و وبلاگ
طراحی سایت و وبلاگ
کد جاوا
موبایل
بازی موبایل
بازی جاوا
بازی نوکیا
بازی سونی اریکسون
بازی سامسونگ
بازی موتورولا
بازی دیگر گوشی ها
برنامه  موبایل
برنامه جاوا
برنامه نوکیا
برنامه سونی اریکسون
برنامه سامسونگ
برنامه موتورولا
بازی دیگر گوشی ها
تم موبایل
تم نوکیا
تم سونی اریکسون
تم سامسونگ
تم موتورولا
تم دیگر گوشی ها
مولتی مدیا موبایل
فیلم موبایل
زنگ موبایل
کلیپ موبایل
محافظ صفحه موبایل
والپیپر موبایل
اس ام اس موبایل
اس ام اس ایام
اس ام اس تبریک
اس ام اس تسلیت
اس ام اس خنده دار
اس ام اس سرکاری
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس فلسفی
آنتی ویروس موبایل
دیگر گوشی ها
نوکیا
سونی اریکسون
سامسونگ
موتورولا
مقالات موبایل
آموزش موبایل
قیمت موبایل
ترفند موبایل
تعمیرات موبایل
کتاب الکترونیکی موبایل
کدهای مخفی موبایل
بررسی تخصصی موبایل
دیگر گوشی ها
نوکیا
سونی اریکسون
سامسونگ
موتورولا
سایر


تبلیغات








 

  نیـــــــــــــــــــــمه ی شعبــــــــــــــــــان مبارکــــــــــــــــــباد

 

نیـــــــــــــــــــــمه ی شعبــــــــــــــــــان مبارکــــــــــــــــــباد

لینك

 نظر ()
 

  زندگی نامه ی این حضرت بزرگ وار امام زمان

یا امام زمان!

                       ای امام در پس پرده جهل و خامی ما !

                                                      ..... هم تو بخواه از «  او »

              و هم تو دعا كن تا ما ؛

                                        از غربت مهجوری تو ؛

                                                                      رها شویم !

  

 

محمد بن حسن عسكری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.

 

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكری (ع) خبر آن را تنها به عده ای از شیعیان داده بود. حضرت در سال ٢٦٠ هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسید. امامت ایشان بنا به حدیثهای بسیاری بود كه از پیامبر (ص) و امامان پیشین روایت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت این بود كه خلیفه های عباسی تصمیم به كشتن او داشتند.

 بنا به اخبار و روایات شیعه غیبت آن حضرت دو بار صورت گرفته است. دوران غیبت نخست را كه تا سال 329 هـ ق ادامه داشت دوران غیبت صغرا یا دوره نیابت خاصه می نامند. در این سالها امام  به وسیله چهار نفر از نمایندگان خاص خود با شیعیان ارتباط داشت. این چهار تن كه آنان را نواب اربعه (نایبان چهارگانه) می خوانند عبارتند از:

 ١- عثمان بن سعید بن عمری، از یاران امام هادی (ع) و امام حسن عسكری (ع) او به دستور امام حسن عسكری تا پایان عمر نایب امام زمان (عج) بود.

٢- ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعید، از شاگردان یاران امام حسن عسكری كه پس از مرگ از پدرش، عثمان بن سعید بن عمری، نیابت امام زمان (عج) را به عهده گرفت، او در سال ۳۰۴ یا ۳۰٥ هـ ق در بغداد درگذشت.

 ۳- حسین بن روح نوبختی كه دستیار محمدبن عثمان بن سعید بود و پس از مرگ وی نیابت امام را به عهده گرفت و در سال ۳۲٦ در بغداد درگذشت.

 ٤- علی بن محمد سُمری كه بنا به وصیت حسین بن روح نوبختی نایب امام شد و در حدود دو سال رابط امام و شیعیان بود. او در نیمه شعبان ۳٢۹ در بغداد درگذشت.

 ـ با مرگ علی بن محمد سمری دوره غیبت صغرا یا نیابت خاصه پایان یافت و دومین دوره غیبت آن حضرت، یعنی دوران غیبت كبری، آغاز شد. این دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد یافت. آخرین نامه و دستوری كه سمری از امام زمان دریافت نمود به مضمون ذیل نقل شده است:

ـ «بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری خدا اجر برادران ترا در مصیبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهی مرد. پس خود را آماده كن و به احدی برای جانشینی خود وصیت نكن. زیرا غیبت تامه آغاز می شود و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خدای تعالی و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمین از جور خواهد بود. زود باشد كه در بین شیعیان كسانی بیایند كه ادعای مشاهده كنند، هر كس مدعی مشاهده من قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی بشود كذاب و مفتری است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»

ـ دوره غیبت كبری را دوران نیابت عامه نیز می نامند. نیابت عامه به این معنی است كه در این دوره راهنمایی شیعیان به عهده فقهایی عالم از شیعیان است، كه دارای شرایط تعیین شده برای راهنمایی هستند. در این دوره كسی مستقیماً از طرف امام زمان (عج) برای نیابت تعیین نمی شود.

ـ سبب واقعی پنهان شدن امام زمان (عج) از چشم مردمان در حدیثها بیان نشده است. حتی گروهی گفته اند علت غیبت بعد از ظهور امام زمان (عج) آشكار خواهد شد. اما از دلائل مهم غیبت، حفظ وجود امام از گزند دشمنان به فرمان خدا برای مصلحت اسلام و مسلمانان است. گذشته از این، غیبت امام زمان (عج) فقط از نظر ظاهری  است و از نظر معنوی رابطه او با مردم قطع نشده است.

در حدیثی از پیامبر (ص) درباره دوره غیبت امام زمان (عج) نقل شده، آمده است كه ایشان مانند خورشید پنهان شده در پس ابر است كه دیده نمی شود، اما انوارش به زمین می رسد وبه آن سود می رساند، همه مسلمانان، به دلیل حدیث هایی كه از پیامبر (ص) روایت شده است، معتقدند كه مهدی (عج) روزی ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت. امام تنها شیعیان هستند كه به امامت او در دوران غیبت نیز معتقدند.....

ـ در دوران غیب كبری افراد بسیاری ادعای مهدویت كرده اند از جمله غلام احمد قادیانی، موسس فرقه قادیانی هند در ۱٢۳٥ هـ ق، سید علی محمد شیرازی معروف به سید باب، موسس فرقه بابیان در ایران، كه به سال 1266 هـ ق در تبریز كشته شد و محمد احمد معروف به مهدی سودانی كه در ۱۳۰٢ هـ ق (۱٨٨۱ م) در سودان بر ضد استعمارگران انگلیسی قیام كرد.....  

 

ـ فرهنگنامه كودكان و نوجوانان/ جلد سوم/ ص 269/ چاپ اول سال 1367

ـ دائره المعارف تشیع/ جلد دوم/ ص 374/ چاپ دوم سال 1372

لینك

 نظر ()
 

  لیلةالقدر در نگاه علامه طباطبایى

لیلةالقدر در نگاه علامه طباطبایى

مهم‏ترین مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه همواره مورد توجه مؤمنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روى دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى رحمةالله در تفسیر شریف المیزان است كه در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

شب قدر یعنى چه؟

مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یك سال را تقدیر مى‏كند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر می‏گرداند.

شب قدر كدام شب است؟

در قرآن كریم آیه‏اى كه به صراحت ‏بیان كند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن كریم مى‏توان فهمید كه شب قدر یكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان است. قرآن كریم از یك سو مى‏فرماید: « انا انزلناه فى لیلة مباركة‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است كه قرآن یكپارچه در یك شب مبارك نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیلة القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مى‏شود كه قرآن كریم در یك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این كه كدام یك از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین كرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یكم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یك شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.

پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یكى از سه شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است كه شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تكرار شب قدر درهر سال

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى كه قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلكه با تكرار سالها، آن شب نیز تكرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است كه درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است كه:

اولا: نزول قرآن به طور یكپارچه در یكى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانیا: كلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق كل امر حكیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز كلمه «تنزل‏» درآیه كریمه «تنزل الملئكة والروح فیها باذن ربهم من كل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمى‏آید كه مادامى كه ماه رمضان تكرار مى‏شود آن شب نیز تكرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یك شب نیست ‏بلكه درهر سال در ماه رمضان تكرار مى‏شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده كه گفت: به رسول خدا (ص) عرض كردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است كه درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلكه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)

عظمت‏ شب قدر

در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیلة القدر وما ادریك ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این كه ممكن بود بفرماید: «وما ادریك ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این كه مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى كلمه «لیلة القدر» ضمیر بیاورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت كند. و با آیه « لیلة القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان كرد به این كه این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این كه مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است كه مردم را به خدا نزدیك و به وسیله عبادت زنده كند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این كه در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یك شب قدر است) .

حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد.» (4) 

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآن. 

ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیلة القدر» این است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال كرده كه ظهور در یكپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، كه ظاهر در نزول تدریجى است.

قرآن كریم به دو گونه نازل شده است:

1- نزول یكباره در یك شب معین.

2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اكرم (ص) .

آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مكث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏كند.

در نزول دفعى (و یكپارچه)، قرآن كریم كه مركب از سوره‏ها و آیات است ‏یك دفعه نازل نشده است ‏بلكه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى كه درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این كه زمان و مكانش و واقعه‏اى كه درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن یك باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏كنند، پس قرآن به همین هیئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى كه درآیه شریفه «كتاب احكمت ایاته ثم فصلت من لدن حكیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كریم به صورت اجمال و یكپارچه بر پیامبر اكرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور. 

خداوند متعال در شب قدر حوادث یك سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏كند.

در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیلة القدر»( قدر / 1 ) كلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق كل امر حكیم.‏» (دخان / 6 ) كه در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏كند. چون كلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چیز از یكدیگر است. و فرق هر امر حكیم جز این معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یكى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى كه از آیه «فیها یفرق كل امر حكیم.‏» برمى‏آید شبى است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.

ج- نزول ملائكة و روح. 

بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئكة والروح فیها باذن ربهم من كل امر.»( قدر / 4) ملائكه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است كه از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین كه مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائكه و این كه روح چیست ‏بسنده مى‏شود.

1- پیامبر اكرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در «سدرة المنتهى‏» هستند و جبرئیل یكى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى كه جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.

یك پرچم بالاى قبر من، و یكى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏كنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن كه جبرئیل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوك و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)

2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائكه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئكة والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائكه است. (6)

د- سلام و امنیت. 

قرآن كریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) كلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد كه عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این كه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا كه عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است كه دراین شب كید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضى از مفسرین گفته ‏اند: مراد از كلمه «سلام‏» این است كه در شب قدر ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می‏دهند.

پی ‏نوشت‏ها:

1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .

2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .

3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .

4- فروع كافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .

5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .

6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.

لینك

 نظر ()
 

  عجیب ترین حكایت از بازگشت ارواح

عجیب ترین حكایت از بازگشت ارواح

دست مومیایی ملكه 3 هزار ساله مصر زنده می شود و انتقام خود را از كاهنان امروز می گیرد عكس هایی كه همسر لویی هامان سیاح معروف فرانسوی از روح ملكه عصیانگر مصر گرفته است و بازو بندهای اهدایی وی در موزه لندن موجود است.
در یك جلسه سخنرانی كه در حضور ملكه انگلستان برگزار می شد، ملكه الیزابت از لرد ”هالیفاكس“ درخواست كرد تا یكی از خاطرات عجیب خود را كه تاكنون در جایی بازگو نكرده است. برای افراد حاضر در آن جلسه بیان كند. لرد ”هالیفاكس“ این درخواست را پذیرفت و طی مقدمه كوتاهی اظهار داشت:

اخیراً فرهنگستان پادشاهی علوم در انگلستان موضوع بازگشت ارواج را مورد مطالعه قرار داده و از مردم انگلستان درخواست كرده بود كه آنچه اطلاعات درباره بازگشت مردگان دارند به فرهنگستان ارسال کنند كه بعضی از آنها حتی عكس ها و نقشه هایی را نیز جهت استناد ارسال كرده بودند. من قبل از بیان یك واقعه مستند شما را از تمسخر و تخطئه این مساله برحذر می دارم. به ویژه درباره حادثه ای كه برایتان حكایت خواهم كرد. زیرا علاوه بر من كنت ”لویی هامان“سیاح و جهانگرد بزرگ فرانسوی كه افتخار حضورشان را در این مجلس داریم و اكثر كشورهای جهان را سیاحت كرده است در این مورد شهادت خواهد داد. به طوری كه ”لویی هامان“ می گفت:

لرد”هالیفاكس“از ادامه صحبت خود منصرف شد و از سیاح معروف فرانسوی خواهش كرد تا خودش روی صحنه بیاید و ماجرای دست خونین ملكه مصر را برای حضار تعریف كند. با تشویق حاضر ”لویی هامان“ پیش تربیون قرار گرفت و گفت:

باور كنید نه به خاطر غرابت موضوع، چون خودم و همسرم شاهد این قضیه هراس انگیز بوده ایم قادر به صحبت در این باره نیستم. من از دوست عزیزم ”هالیفاكس“ خواهش می كنم این زحمت را از شانه ناتوان من بردارد و خودش به شرح موضوع بپردازد.

لرد ”هالیفاكس“ به اجبار رشته سخن را به دست گرفت و گفت:

”لویی هامان“ تا چند سال قبل كه دست مومیایی شده ای كه حدود 3 هزار سال از مرگ صاحبش می گذشت را در اختیار داشت و من از شخص او شنیده بودم كه چگونه و در چه شرایطی آن دست بریده را صاحب شده و به چه علتی ناگریز پس ازدو سال آن را از خود دور نموده است.

هنگام كشف مقبره ”توتان خامون“ در منطقه ای معروف به دره پادشاهان، مردم بومی مصر با خاطری آشفته و لحنی هراسناك می گفتند: چون اروپاییان به نام علم و دانش مقبره فرعون را شكافته اند و خواب 3 هزار ساله او را آشفته كرده اند فرعون ازآنان انتقام خواهد گرفت“.

حتی دانشمندانی كه از تاریخ فراعنه و مصر باستان اطلاعات عمیقی داشتند و به هیچ وجه تردیدی در صحت اظهارات آنان نمی رفت از خودنمایی و انتقامجویی اشباح و ارواح حكایاتی باور نكردنی كه خود شاهد آن بوده اند نقل می كردند و می گفتند:

”جسد مومیایی شده یكی از فراعنه مصر در موزه مصر زنده شده و پس از یك سلسله عملیات ناپدید شده است“. حتی از وی فیلمبرداری هم كرده بودند. اما آنچه را كه من قصد دارم بگویم از آن هم عجیب تر است.

یك روز كه به خانه ”هامان“ رفته بودم ”لویی هامان“ برای من گفت:

این دست مومیایی شده را ”پاشا خدیو اسمعیل“ یكی از پادشاهان مصری كه مدعی بود از نسل فراعنه مصر است به من هدیه داده است . چون من بیماری مالاریای پاشا خدیو اسمعیل را با داروهایی كه از فرانسه به همراه برده بودم درمان كرده بودم. او به عنوان قدرشناسی و این كه همیشه به یاد او باشم این دست مومیایی شده را كه بازو بندی گران بها بر بازوی خود داشت. به من داد و گفت: این هدیه گرامی ترین و گرانبهاترین چیزی است كه در اختیار دارم و در تمام مصر نظیر آن یافت نمی شود، زیرا این دست متعلق به ”توتان خامون“ یكی از هفت دختر فرعونی است كه قبل از ”توتان خامون“ بر مصر سلطنت می كرده است.

”توتان خامون“ كه این دست مومیایی شده به وی تعلق داشت بر علیه پدر خود دست به شورش زد و سرزمین هایی را نیز متصرف شد. اما كاهنان معابد او را به اتهام عصیان علیه پدر تكفیر كردند و با سپاهیان معابد به فرعون پیوستند و شاهزاده خانم را شكست دادند. اما چون شانس ملكه عاصی بلند بود در میان جنگ كشته شد و كاهنان برای این كه او را به مجازات برسانند دست راست او را بریدند تا دست وی كه با شمشیر علیه پدرش به حركت در آمده و باعث مرگ بسیار از مردم مصر شده بود در گور همراه پیكر او نیاساید و در نتیجه تا دنیا دنیاست پیوسته در عذاب دایم باشد.

مصریان قدیم عقیده داشتند: تمام اجزاء مردگان به ویژه رجال، فراعنه و افراد خاندان آنان در یكجا دفن شود تا دچار عذاب نشود، و حتی اگر یك بند انگشت هم از جسدی گم میشد آنقدر جستجو می كردند تا عضو گمشده را به جای خودش بازگردانند.

تابوت ”توتان خامون“ در كناره دره فراعنه قرار داده شد. ولی طبق حكم كهنه معابد و سوگندی كه درباره مجازات او یاد كرده بودند،دست مومیایی شده ملكه عاصی در تابوتش گذاشته نشده و مدت 30 قرن دست به دست می گشت تا بالاخره از طریق ”پاشا خدیو اسمعیل“ به من هدیه شد و من نیز آن را به همراه خود به انگلستان آوردم و در سالن موزه شخصی خودم گذاشتم. ”لویی هامان“ كه به هیجان آمده بود و مثل این بود كه طرز گفتار لرد ”هالیفاكس“ چندان راضی به نظر نمی رسید، خودش ادامه داد ماجرا را بر عهده گرفت و گفت:

من شخصا به هر كجا كه مسافرت می كردم،حتی در مسافرتهای طولانی این دست را از خود جدا نمی كردم چون همیشه وحشت داشتم كه مبادا به خاطر آن بازو بند قیمتی كه بر بازو دارد آن را از من سرقت كنند . یك روز كه در خانه مسكونی ام در ایرلند بودم متوجه شدم كه دست مومیایی كه به سختی و استحكام چوب آبنوس و به رنگ تیره تنباكویی بود، تغییر وضع داده و انگشت سبابه اش را با وضع معناداری به طرف سقف اتاق نشانه رفته است.

لحظاتی چند با دقت به آن نگاه كردم و از خدمه و همسرم درباره علت این مورد عجیب سوال كردم ولی آنها هم از علت آن تغییر حالت بی خبر بودند. ناگریز با فشار زیادی كه بر آن انگشت وارد آوردم آن را مجدداً به حال اولش بازگرداندم.

روز بعد با صدای جیغ یكی از خدمه به طرف سالن موزه ام دویدم. ابتدا فكر كردم سرقتی به اشیاء موزه واردآمده است اما موضوع سرقت در كار نبوده با كمال تعجب دیدم كه گوشت و عضلات آن دست نرم شده است و در رگهای آن خون وجود دارد و قطراتی از خون بر روی شیشه میز چسبیده است. اكیداً غدغن كردم نه همسرم و نه مستخدمه ام در این باره حرفی با كسی بزنند. زیرا توجیه این مساله غیر ممكن بود. اما در ماه ”می“ سال بعد پس از مدتی كه دست ملكه عاصی مصر به حالت اولیه خود بازگشته بود مجدداً آثار حیات در آن ظاهر شده و خون تازه از آن می چكید.

وقتی به تقویم مراجعه كردم متوجه شدم این اتفاق دقیقاً در روز بیست و دوم ماه می هر سال اتفاق می افتد و دست مرده زنده می شود چون سال بعد در همان تاریخ دست را زیر نظر گرفتم متوجه شدم آن دست مومیایی شده مثل دودی از روزنه صندوق شیشه ای خارج شد. در اتاق را باز كرد ورفت و سحرگاه بازگشت و به همان صورت در صندوق جای گرفت و شروع به زنده شدن نمود.

چون می ترسیدم دچار جنون شده باشم از داستن كه از دوستانم بود و از پزشكی قانونی دكتر جانسون ولرد ”هالیفاكس“ عزیز دعوت كردم و از آنها كه دست مومیایی شده ام را بارها در سالن موزه ام دیده بدند شگفت زده تایید كردند كه آثار حیات كامل در آن دست مومیایی موجود است و حال این كه 3 هزار سال از مومیایی شدن آن گذشته است .

”لویی ماهان“ یك گواهینامه رسمی از پزشكی قانونی و یك مجوز رسمی از دادستان و یك تایید نامه رسمی از لرد ”هالیفاكس“ به حاضرین نشان داد كه این ماجرا را تایید می كردند.

وقتی در آرشیو پلیس اسكاتلند یارد وقایع شب تا صبح بیست و دوم ماه می سه سال اخیر بررسی شد، متوجه شدیم دست مومیایی به سراغ چند نفر مصری كه در نقاط مختلف كشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس زندگی می كرده اند رفته و آنها را به قتل رسانده است و چون پلیس هر سه كشور نتوانسته اند رد پایی از قاتل بدست آورند نام وی را دست خفه كننده نهاده اند و شب های بیست و دوم ماه می نیز گشت خود را چند نفره می كنند. اما باز هم قتل طبق معمول رخ می داد و هیچ رد پایی هم از قاتل بر جای نمی ماند . در قانون انگلستان هم برای مجازات یك دست مومیایی شده جنایتكار مجازاتی معلوم نشده بود و اصولاً اثبات این مساله كاری غیر ممكن بود.

در ماه اكتبر همان سال، به علت بروز انقلاب در ایرلند، زندگی در آن كشور بسیار دشوار شد. من و همسرم تصمیم گرفتیم ایرلند را ترك كنیم و برای مدتی ساكن انگلستان بشویم تا اوضاع ایرلند بحران زده آرام گیرد. به همین منظور اموال و اجناس خود را بسته بندی كرده و به تدریج به لندن ارسال كردیم.

خدمه را نیز در شب آخر اقامتمان در ایرلند مرخص كردیم و من و همسرم تصمیم گرفتیم روز بعد آن كشور را ترك كنیم اما در همین لحظه حیرت زده مشاهده كردیم از آن دست مومیایی كه مجدداً زنده شده است خون می ریزد. ما كه نمی توانستیم با آن كیفیت یك دست بریده خون آلود را به همراه خود از كشور خارج كنیم، به اتفاق همسرم تصمیم گرفتیم آن را در آتش شومینه دیواری مان بیاندازیم و خودمان را از شر نگهداری آن آسوده كنیم. من با ترس و لرز فراوان دست خون ریز را برداشتم و در حالی كه همسرم دعا می خواند آن را در شومینه سوزان انداختیم.

”لویی هامان“ در حالی كه رنگ از چهره اش پریده و زبانش به لرزه افتاده بود، جرعه ای آب نوشید و گفت: خدای من به محض این كه دست را در آتش انداختیم واقعه ای رخ داد كه تا كسی به چشم ندیده باشد نمی تواند باور كند،زیرا به عقل راست نمی آید. ابتدا شیشه های در بزرگ تالار با صدای مهیبی شكست و ما تصور كردیم جمهوریخواهان و یا انقلابیون به خانه ما هجوم آورده اند. در حالی كه ازدر عقبی منزل قصد فرار داشتیم ناگهان در بلوطی و محكم تالار اصلی منزل تحت فشار فوق العاده ای شكست و با صدای مهیبی وسط تالار افتاد.

از جای در كه از جای كنده شده بود محوطه باغمان را كه نور ماه روشن شده بود دیدیم روی سكویی زنی كه فقط سر و شانه هایش پیدا بود بی حركت نشسته بود وقتی ما را متوجه خود دید از جا برخاست و وارد سالن شد و مستقیماً به طرف آن اجاق رفت.

در روشنایی چراغ و آتش شومینه اندام وی كاملا دیده می شد. روی سرش تاجی زرین می درخشید و بر اطراف آن انوار رنگارنگی دیده می شد. گرداگرد آن ماری عظیم كه علامت خانوادگی فراعنه قدیم مصر بود به چشم می خورد كه حلقه زده،اما آماده حمله به نظر می رسید.

از كلاه و جواهرات كمربندش اشعه ای نورانی می درخشید كه نور چراغ و شعله آتش را تحت الشعاع قرار داده بود.

همسرم اشاره مرا دریافت و تند تند از او عكس می گرفت. آن زن مقابل شومینه خم شد و بازوی چپ خود را در آن آتش سوزان فرو برد و دست راستش را كه ما در آتش انداخته بودیم برداشت و ما در نهایت وضوح دیدم كه دو دست خود را در بالای سر به هم وصل كرد.

شاهزاده خانم زیر این شبح جز همان شاهزاده خانم باستانی عاصی مصر نبود. به عقب بازگشت. به در خروجی نزدیك شد. لحظه ای با دیدگانش كه گویی در فضای سالن بر جای گذاشته بود به ما نگاه كرد و گفت: دوران 30 قرن مجازات من تمام شد. انتقام خود را نیز از اعقاب آن كاهنان خیانتكار گرفتم و اكنون آلوده به آرامگاه ابدیم باز می گردم . آنگاه دو بازو بند یكسان را از بازوان خود گشود و به طرف ما انداخت و رفت...

”لویی هامان” عكس ها و بازوبندها را به ملكه الیزابت تقدیم كرد و با گزارشهای ضمیمه به موزه ملی انگلستان هدیه شد. در حالی كه هنوز هم عده ای از حاضرین این را یك داستان می دانستند.

لینك

 نظر ()

مطالب پیشین




آمار و اطلاعات

بازدیدها

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

 
تبلیغات

مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.


 

مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.


 

مکان تبلیغات شما

شما می توانید با کمترین هزینه در این مکان تبلیغ خود را قرار دهید.

 
پیوندهای روزانه



Yahoo Invisible Checker

لینکستان
 
لینکدونی
 
جستجوگر آرشیو

www.webgozar.TK

 

 

 
جستجوگر

 Google


در كل اینترنت
در این سایت

 
لوگو دوستان

 

www.webgozar.TK

دانلود برنامه های موبایل و کامپیوتر


 
آمار وبگذر به عبارتی دیگر

 

 Locations of visitors to this page

Your IP

Powered by  MyPagerank.Net

Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net


 


 
صفحه اصلی |  تماس با ما | تبلیغات |  اضافه به علاقه مندی ها

.تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای وبگذر محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با اجازه مدیران امکانپذیز میباشد
Powered By WebGozar.TK Copyright © 2008 by HaMeD.CH